محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

245

مناقب مرتضوى ( فارسي )

باب پنجم در بيان علم و كشف امير المؤمنين و امام المتّقين و الاعلمين اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب - كرّم اللّه وجهه - و ما يتعلّق بها : در تفسير بحر الدّرر و رياض القدس از عبد اللّه بن عباس - رضى اللّه عنهما - منقول است كه : « روزى امير المؤمنين مرا فرمود : اى عبد اللّه ، بعد از اداى نماز عشا به نزد من آى . چون رفتم ، فرمود : معنى « الف » و « لام » الحمد مىدانى ؟ گفتم : امير المؤمنين بهتر مىداند . آنگاه در معنى « الف » و « لام » تا پاسى از شب چندان حقايق بيان نمود كه هرگز به خاطر من شمّه‌اى از آن عبور نكرده بود . پس در تفسير « حاء » الحمد درآمده ، پاسى [ ديگر ] 8513224 خ 0 1 خ معارف فرمود . بعد از آن به زبان معجز بيان گفت : اى عبد اللّه ، آنچه بيان كردم شنيدى ؟ گفتم : بلى يا امير المؤمنين ، استماع نمودم و حيران گشتم . آنگاه فرمود : « يا عبد اللّه ، لو كتبت فى معانى الفاتحة لاوقرت 9513224 خ 0 2 خ سبعين بعيرا . » يعنى اى عبد اللّه ، اگر بنويسم در بيان معانى سورهء فاتحه ، هر آينه بار كنم هفتاد شتر را . و نيز فرمود : هركس سورهء فاتحه را درست بخواند ، از آتش دوزخ ايمن گردد و هركه معانيش به واجبى بداند « وجبت له الجنّه و اكرمه اللّه برؤيته و قربه » يعنى واجب شود مر او را بهشت و بزرگ گرداند او را حقّ سبحانه به ديدار خويش [ و قرب خويش ] . ابن عباس گويد : علم خود را در جنب علم آن حضرت بسان قطره يافتم در بحرى . و از وى - رضى اللّه عنه - مروى است كه روزى